سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

به کوبانی صلاح فرستادیم

به کوبانی سلاح فرستادیم

دوشنبه, مهر 21 1393 ساعت 19:57
اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

چاپ پست الکترونیکی

رئیس منطقه کردستان اعلام کرد که دولت منطقه کردستان عراق برای نیروهای کرد در شهر عین العرب (کوبانی) سلاح فرستاده است.
به کوبانی سلاح فرستادیم

 

به گزارش فرجام، مسعود بارزانی رئیس منطقه کردستان اعلام کرد که دولت منطقه کردستان عراق برای نیروهای کرد در شهر عین العرب (کوبانی) سلاح و تجهیزات فرستاده است.

این سخنان درحالی مطرح شده که بارزانی در روز جمعه طی گفت‌وگو با شبکه اسکای نیوز عربی با دفاع از خودش دربرابر منتقدان که وی را به اهمال در قبال تحولات کوبانی متهم کرده بودند،‌گفته بود که اربیل به دلیل در اختیار نداشتن نیروی هوایی نتوانسته برای کردها در کوبانی کمک بفرستد.

پس از این بود که صالح مسلم رئیس حزب کارگران کردستان سوریه در گفت‌وگو با المیادین از بارزانی خواسته بود تا از رابطه‌اش با آمریکا برای ارسال کمک به نیروهای کرد در کوبانی بهره بگیرد................add me PLEASE
منبع: فارس



[ چهارشنبه 93/7/23 ] [ 8:49 عصر ] [ jmc ]

کوبانی ته نیا نیه

کوبانی پر است از
دخترانی که زن را معنایی دیگر می آغازند
دخترانی که موهایشان پیداست
حجاب ندارند
انگشتانشان لاک ندارد
لبهایشان پروتز ندارد
رژ غلیظ ندارد
اما پر است از سرود نجابت
...
دختران کوبانی
هیچکدامشان لباس مارک دارندارند
اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند
وهر صبح می بافند
دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد
با اینهمه
دختران کوبانی آنقدر زن هستند
که همه مردان دنیا عاشقشان باشند
...
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد
تا بدانیم
هیچ دختری نصف یک مرد نیست
هیچ بی حجابی فاحشه نیست
وهستند هنوز دخترانی که
تنشان ، را به کنیزی مردان هوسران نمی سپارند
...
کوبانی خانه به خانه سقوط می کند
ودختران کرد یکی پس از دیگری
با آخرین نرمی گلوله هایشان
عروس خاک می شوند
تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را
بر دل های کثیفشان حک نمایند
آری ...
تن دختر کوبانی ،تنها در آغوش خاک کوبانی
تا ابد دلبری خواهد کرد.



[ چهارشنبه 93/7/23 ] [ 8:25 عصر ] [ jmc ]

...



[ دوشنبه 93/5/13 ] [ 3:0 عصر ] [ jmc ]

زبان مادری را از بین نبریم

زبان کوردی سی ویکمین زبان جهانی از لحاظ ارزش، و فارسی چهلمین زبان!

گویند نمرود آنگاه که احساس خدایی کرد جهانیان همه به یک زبان سخن میگفتند برا همین هنگام خوار شدن وافتادن سلطتنتش خدای عالمیان به یکباره زبانهای مختلف در دهان بشر گذاشت تا کسی دیگر نتواند ادعای خدای عالم را بکند(ولی مناطقی محدود بله)...بعد از نمرود هم برای یکسان سازی زبان و فرهنگ بسیار تلاش شد که ما امروزی ها به آن آسمیلاسیون زبانی وفرهنگی میگوییم که هدف استعمار و استبداد بود.پیداست که امروزه همان استعمارگران سابق خود در جایگاه جهان اول و پیشرفته قرار گرفته اند و تقریبا قانون این مشگل را حل کرده واز ازادی گویش وزبان مادری برخوردارند به طوریکه به عنوان مثال در آمریکا زبان رسمی وجود ندارد و آموزش و سخن گفتن به تمامی زبانها لهجه ها و گویشها مجاز است اما با تاسف فراوان در کشورهایی که به هر دلیل و به درستی هم جهان سومی نامیده میشوند این مشگل پابرجاست واز آنجا که در جهان سوم مفاهیم به درستی درک نشده اند واژه هایی چون کلاس به ضرب تبلیغات و با نادانی توده هایی از مردم باعث شده بسیاری قید زبان مادری را زده وبه زبان غیر که رسمی شده و تحمیل شده هم هستند سخن بگویند وبنویسند..البته سیاستها وتبلیغات زمینه این فاجعه را فراهم ساخته است در ایران هم در طول تاریخ این اتفاقات ناگوار بوده که به عنوان مثال سلجوقیان به ضرب شمشیر سعی در تورک کردن بسیاری از نواحی داشتند وقاجار با حیله مهاجرت وبه طور سیستماتیک وبوروکراتیک واکنون هم درد کلاس دامن بسیاری از توده های نا آگاه و با دانش پایین اجتماعی وتاریخی را گرفته است بنده با دوتن از مادرانی که خیانتی نا اگاهانه مرتکبند که سخن میگفتم اولی پرستیژداشتن فارسی را دلیل کار خود ودومی بالا رفتن اعتماد به نفس فرزندان را دلیل فارسی گفتن با فرزندان میدانست که اولی تنها از کمبود وضعف وناآگاهی ودومی وارونه فهمیدن وباز نا آگاهی ودانش اندک روانشناسی را میرساند چرا که علم روانشناسی بالاترین اعتماد به نفس را در سخن گفتن با زبان مادری میداند.افسوس و صد افسوس که درد بزرگ جهان سومی بودن نا آگاهی و وارونه فهمیدن مفاهیم است..برادرزاده بنده که بزرگ شده لندن مرکز همان اسمیلاسیونیست سابق است برای اولین بار که به ایران آمده بود نمیتوانست با کودکان ما ارتباط برقرار کند چرا که او به لطف ازادی زبان مادری تنها کوردی و انگلیسی میدانست وکودکان ما تنها فارسی!بلد بودند وما نیز نمیدانستیم بر این درد بخندیم یا گریه کنیم!دوستان وعزیزان خوشبختانه در شهر ایوان این درد خفیف تر است ولی در مراکز استان با تازه به دوران رسیدگی و جوگیری عده ای زبان مادری در حال صدمه دیدن است واگر دیر بجنبیم فرزندان فردا اصالت وملیت مان را منکر خواهند شد همچنانکه اکنون نیز عده ای خردسال یا از لحاظ سنی یا عقلی وفکری مرتکب ان میشوند..
هر که او دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
سه ربه ر ز بون



[ پنج شنبه 93/5/9 ] [ 7:16 عصر ] [ jmc ]

غزل از استاد علی محمد محمدی

سلام خواهر خوبم ، سلام عشق قدیمی

کنون : غریبه و دیروز : غم آشنای صمیمی

تو را چه شد که بناگاه ، گسستی ای همه دریا !

چگونه شد که بر آشفتی از عبور نسیمی !؟

تمام دلخوشی ام از جهان و آنچه در آن است

فقط کنار تو باشم به روی کهنه گلیمی !

گرفتم این که برای همیشه از تو بریدم

رهام می کند آن خاطرات دفتر سیمی !؟

نه ماه من ، نه عزیزم ، من و بدون تو ماندن !؟

قبول می کند این را ، کدام عقل سلیمی !؟

چه صبح سرد قشنگی - سه شنبه هفتم آذر -

کلاس درس ریاضی (1) ، دبیری شیمی !

درست ساعت ?? بود ، کلاس آخر سالن

نشسته بودی و در دست : کتاب شعر تمیمی !

- سلام خانم ! علیک ! -حال شما !؟ خوبم و .... آری

همین و اسم تو حک شد به سینه : میم - کریمی !

چهارسال پیاپی به میل ما سپری شد

نه از مواجهه ترسی ، نه از مؤاخذه بیمی

ولی ... نه ! این همه ی ماجرا نبود ، چرا که

تو پشت پا زدی افسوس ، به آن قرار قدیمی

... و بعد یکسره نیش نگاه رهگذران و

دوباره طعنه شنیدن ز دوستان صمیمی !

..و اینک این من رنجور ، غریب و بی کس و مهجور

نشسته کنج اتاقی ، به انتظار شمیمی

.............................................

علی محمد محمدی



[ پنج شنبه 93/5/2 ] [ 1:14 عصر ] [ jmc ]

متن آهنگ یوسف آبادیانی



[ پنج شنبه 93/4/12 ] [ 7:4 عصر ] [ jmc ]

دل ته نگتم

 

ت باو   ی گه رده   چیوچانی  بخه  دل 
 
 خوسه    شون ئلکه نو    گیانی  بخه دل
 
چه نیگه    مانگ   نیه لایدن   لی  ولاته 

ت    باورو   ی  چراخانی   بخه  دل
نوشین حاتمی


[ سه شنبه 93/4/3 ] [ 1:9 صبح ] [ jmc ]
::